حق الناس

خرید بک لینک
شب آخر هنوز یادم هستخیمه زد عطر سیب در سنگرخیمه تاریک شد، و این یعنیروضهخوان گفت از شب آخرگفت : این راه و این سیاهی شبعشق چشمان خویش را بسته استما سحر قصد آسمان داریماز زمین راه کربلا بسته استخشک میشد گلوی او کمکمروضهخوان تشنه بود در بارانیک نفر استکان آب آوردالسلام علیک یا عطشاناستکان را بلند کرد ، ولیعکس یک مشت روی آب افتادمشک لرزید و محو شد کمکماشک سید که توی آب افتاد***نفست گرم روضهخوان! آن شبدل به دریای آن نگاه زدیدم گرفتی میان خون خودتچه گریزی به قتلگاه زدی حق الناس...

ما را در سایت حق الناس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: جمعه 31 شهريور 1402 ساعت: 12:08

عذار نیلی و قدّ خم و چشم تر آوردمگلاب اشک بهر لاله هاي پرپر آوردمزجا برخیز اي صد پاره تر از گل! تماشا کنکـه از جسم شهیدانت، دلی مجروح تر آوردمتمام یاس هایت را بـه شام از کربلا بردمچو برگشتم برایت یک چمن نیلوفر آوردممسافر از برای یار سوغات آورد امامن از شام بلا داغ سه ساله دختر آوردمگرچه سر نداری یک نگه بر سیل اشکم کنکـه با چشمان خود آب از برای اصغر آوردمتو بر من از تن بی سر خبر ده اي عزیز دل!کـه من برتو خبر های فراوان از سر آوردمچهل منزل سفر کردم بـه شهر شام و برگشتمخبر ازچوب و از لعل لب و طشت زر آوردمزاشک چشم و سوز سینه ی مجروح وخون دلهمانا مرهمت بر زخم هاي پیکر آوردمقد خم، موی آشفته، تن خسته، رخ نیلیبـه رسم هدیه میراثی بود کز مادر آوردمزسیل اشک دریا کرده ام چشم محبان رابـه آهم شعله ها از سینه ی میثم برآوردم حق الناس...

ما را در سایت حق الناس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: جمعه 17 شهريور 1402 ساعت: 1:48

به هر عشقی جز عشق تو گفتم نهحسین'>حسین ای شهزاده و حسین ای شهبه قول بلبلا چهچه به قول نوکــرا به بهبه به عجب نام دل انگیزیعجب حال و هوایی داریبه به چه اقلیمــی بهشت اینجاستعجب کــرب و بلایی داریبه به تو رو دارمیا رفیق من لا رفیق لهیا شفیق من لا شفیق لهحسین جانم یعنی دین و ایمــانمحسین جانم یعنی ختم قرآنمچه اسمــی داری سلطانمخدا میگه حسین جانمجانم به هر مسجد تویی قبلهتو دنیا رو به هم میریزیجانم حسینیه کــنیسا و کــلیسا رو به هم میریزیجانم به قربونت حسابا رو کــتابا رو به هم میریزییا رفیق من لا رفیق لهیا شفیق من لا شفیق لهترانه ها میمــیرن ولی نوحه ات نهتمــوم خاکــا سردن ولی تربت نهنمــیگم به زیارت نههر شب به روضه ات نهبه به چه کــردی با دل دنیاکــه واست بی قراره آقابه به عجب شوری عجب نوریکــه خامــوشی نداره آقابه به دلم میخواهد حرم باشمیه اربعین دوباره آقایا رفیق من لا رفیق لهیا شفیق من لا شفیق له حق الناس...

ما را در سایت حق الناس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: جمعه 17 شهريور 1402 ساعت: 1:48

پیامها و عبرتهای نهضت عاشورا


چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام
دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نیامدی

حق الناس...

ما را در سایت حق الناس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: جمعه 17 شهريور 1402 ساعت: 1:48

ای شهیدان کجاست منزلتانچیست جز آفتاب در دلتانروی در آب چشمه می شوییداز خدا عاشقانه می گوییدرختی از انعطاف در برتانتاج سرخی از عشق بر سرتانهمرهان ستاره در شب کوررفته تا پشت لحظه ها تا دورتا خدا، تا ستاره، تا مهتابتا صدای شکوفه در دل آبآفتابید در هزاره ی عشقدلتان گرم از شراره ی عشقعطرتان بوی خواب را برده استآبروی سراب را برده استسلمان هراتی حق الناس...

ما را در سایت حق الناس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 74 تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1402 ساعت: 18:58

لب به آواز نکردم بازبا بهاری که از این کوچه گذشتو هم اکنون یاران!سبد سینه من خالی استبا دلم میل شکفتن نیستابر تنهایی در سینه ی من می باردو نگاهم چو پر خسته ی یک مرغابیمیل دارد که بیاساید در برکه ی چشمو من آرام آراماز فراز تن خود می ریزمآی انبوه تر از ابر سپیدکه رها گشته نگاهت در بادتو مرا خواهی برد؟تو که در روشنی باغچه مسکن داریو شقایق را در باغچه ها می کاریمن به خورشید نگاه تو پناهنده شدمآی انبوه تر از جنگل سبزتو مرا خواهی برد؟خوشه ها از تو سخن می گویندبا بهاری که پس از بوی تو خواهد آمدبرکه ها آینه ی نام تواندو خزر لبریز از آینه ی توستو در این نزدیکی/ حجله ای هست/ که خورشید در او خوابیده استو دل کوچک فانوس سپید/ که بر آن می سوزدخواب از چشم اهالی بر می داردسبزه ها می گفتند/ که تنش عین شقایقها بود/ و دلش لبریز از نور خدا*و در اینجا که من اکنون هستمجنگلی هست کبودساقه های لاغربه تماشای تو برخاسته اندو بر آن کوه بلند/ ابرها می بارندگریه ی ابر سپید/ ابتدای همه ی دریاهاستاشک من اماچه سرانجامی در پی داردتو مرا آیا تا دریا خواهی برد؟به مولای متقیان علی علیه السلامسلمان هراتی حق الناس...

ما را در سایت حق الناس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1402 ساعت: 18:58

صفحه بندی